أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

335

تجارب الأمم ( فارسى )

سال سيصد و بيست و يكم آغاز شد : * ابن مقله [ وزير ] از كلوذانى گله‌مند شد كه چرا پس از نشستن به جانشينى او هيچ جوياى حال خانوادهء او ، برادران ، فرزندان ، زنان و كارمندانش نشده ، به خانهء او نرفته ، هيچيك از وابستگان او را به كارى نگمارده ، هيچ گونه رسيدگى به زن و فرزندان او نكرده است ، از همه بزرگتر آنكه ، ابو عبد الله بن ثوابه از ابو القاسم كلوذانى در روزهائى كه جانشين وزير بود اجازت خواست تا نام او را برنامه‌هاى فرستاده ثبت نمايد و او اجازت نداده بود . پس كلوذانى و همكارانش را دستگير كرد و اين نخستين آزار بود كه به دو رسانيد پس از آن نيز دستنوشت او را به دويست هزار دينار بگرفته ، دبير و كارمندان وى را به ابو بكر بن قرابه سپرد . سپس گروهى از كارگزاران و دبيران را دستگير كرد ، اسحاق بن اسماعيل نوبختى و فرزندان بريدى را نيز دستگير كرده كارشان را به محمد بن خلف نيرمانى سپرد ، كه آنچه بر عهدهء آنان بود با افزودن سيصد هزار دينار بپردازند . او تعهد كرد كه ششصد هزار دينار نيز به مصادرت از ايشان بستاند . او همهء ايشان را گرفته به خانهء خود برد . همهء اين كارها به دست ابن قرابه انجام گرفت . محمد بن خلف [ نيرمانى ] همه را در خانهء خودش زندانى كرد . چون ابن مقله [ وزير ] كارگزارى معونتها را نيز ، بر كارهاى ديگر محمد بن خلف [ نيرمانى ] افزود ، اسحاق بن اسماعيل [ نوبختى ] و فرزندان بريدى كه از سرسختى محمد بن خلف و بىباكى او آگاه بودند بر جان خود بيمناك شدند . ابو عبد الله بريدى * از راه دوستى با محمد بن خلف در آمده ، چنين وانمود كرد كه براى او كار كرده و ماليات بخشها را اداره مىكند و بر آن مىافزايد ، در امور مالى پيرو اوست و سرپيچى نمىكند ، پس بر او آسان گرفت ، ولى به دو برادرش آزار رسانيد . كوزه‌هاى پر بار بر ايشان آويخت و ايشان را خسته كرد [ 1 ] ، ولى آنان به چيزى خستوان نشدند .

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : « و علق عليهما الجرار المملوة و دهقهما . . . » كه گونه‌اى شكنجه بوده است . براى انواع شكنجه در دوران عباسى . ن . ك . خ 5 : 388 . پانوشت ص 331 - 332 .